ترجمه "awakening" به فارسی
بیداری, جنبش, برخیزش بهترین ترجمه های "awakening" به فارسی هستند.
awakening
noun
adjective
verb
دستور زبان
Rousing from sleep, in a natural or a figurative sense; rousing into activity; exciting; as, the awakening city; an awakening discourse; the awakening dawn. [..]
-
بیداری
nounThere was nothing terrible or violent in this comparatively slow awakening.
در این بیداری نسبة آهسته هیچ چیز وحشتناک ناگهانی وجود نداشت.
-
جنبش
noun -
برخیزش
-
ترجمه های کمتر
- هشیاری
- آگاهی
- بيدار کننده
- بیدار کننده
- هشیار کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " awakening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "awakening" با ترجمه به فارسی
-
آگاه کردن یا شدن · انگیختن · بلن کردن · بلند کردن · بيدارى · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · بیدار کردن یا شدن · تهییج کردن · رم دادن · چشم از خواب گشودن
-
بیدار کننده
-
اگاهی یافته · بیدار
-
گاموح
-
بیداریها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن