ترجمه "awake" به فارسی

بیدار شدن, بیدار, بیدار کردن بهترین ترجمه های "awake" به فارسی هستند.

awake adjective verb دستور زبان

Not asleep; conscious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیدار شدن

    verb

    to gain consciousness [..]

    the parties thereunto sat down to wait, with some impatience, until Oliver should awake.

    جملگی با بیصبری تمام در انتظار بیدار شدن اولیور ماندند.

  • بیدار

    adjective

    conscious

    I stayed awake 'till the morning.

    تا صبح بیدار ماند.

  • بیدار کردن

    verb

    I shook Hassan awake and asked him if he wanted to hear a story.

    حسن را بیدار کردم و گفتم دلش میخواهد داستانی بشنود.

  • ترجمه های کمتر

    • هشیار
    • آگاه
    • مواظب
    • بيدارى
    • انگیختن
    • واقف
    • (از خواب غفلت) بیدار کردن
    • (به کار و فعالیت) واداشتن
    • آگاه کردن یا بودن
    • به یاد آوردن
    • بیدار ماندن
    • هشیار کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " awake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Awake
+ اضافه کردن

"Awake" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Awake در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "awake"

عباراتی شبیه به "awake" با ترجمه به فارسی

  • از خواب برخاستن · بیدار شدن · بیدار کردن
  • آگاهانه · مواظب · هشیار · هشیارانه · کاملا بیدار · گوش به زنگ
اضافه کردن

ترجمه های "awake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه