ترجمه "await" به فارسی
منتظر شدن, منتظر ... بودن, (به منظور مقابله) پاییدن بهترین ترجمه های "await" به فارسی هستند.
await
verb
noun
دستور زبان
(transitive, formal) To wait for. [..]
-
منتظر شدن
verbtransitive: to wait for
-
منتظر ... بودن
verbtransitive: to wait for
Maria and several others were gunned down early this morning while awaiting-
" ماريا " و چند نفر ديگه امروز صبح وقتي که منتظر بودن در اثر تيراندازي کُشـ...
-
(به منظور مقابله) پاییدن
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) کمین کردن
- انتظار کشیدن
- صبر کردن
- منتظر بودن
- چشم به راه بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " await " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن