ترجمه "Bats" به فارسی

خفاش, خفاشها, (عامیانه) خل بهترین ترجمه های "Bats" به فارسی هستند.

Bats proper

A commune in France [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفاش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bats " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bats adjective verb noun دستور زبان

Plural form of bat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفاشها

    common name for animals

    We know that this virus probably survives in a type of a bat.

    می دانیم که این ویروس احتمالا در نوع خاصی از خفاشها بقاء میابد.

  • (عامیانه) خل

  • احمق

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خفاشان
    • خفاشهاي خونآشام
    • خفاشهاي ميوهخوار
    • دسمودوس
    • کم عقل

عباراتی شبیه به "Bats" با ترجمه به فارسی

  • (پنبه یا پشم که نمدوار به هم فشرده و در زخم بندی و لایی لباس و لحاف به کارمی رود) لایی · پنبه حلاجی شده · پنبه لایه · چوگان زدن · چوگان زنی (مثلا در بیس بال)
  • خفاش دابنتن
  • خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
  • الوار · تخته
  • (بیس بال) درصد موفقیت در چوگان زنی · (عامیانه) میزان مهارت یا موفقیت در هر کاری
  • صف
  • خفاش بالبلند
  • خفاش بینیبرگهای ایرانی
اضافه کردن

ترجمه های "Bats" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه