ترجمه "batten" به فارسی
فربه کردن, توفال, دفتنه بهترین ترجمه های "batten" به فارسی هستند.
batten
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To become better; improve in condition, especially by feeding. [..]
-
فربه کردن
-
توفال
-
دفتنه
-
ترجمه های کمتر
- طوقه
- زهوار
- زبانه
- (قطعه چوب یا پلاستیک که برای سفت کردن و محکم کردن بادبان کشتی به کار می رود) گوه ی بادبان کشتی
- (ماشین نخریسی) دفتینه
- باریک چوب
- تخته کوب کردن
- تخته ی نازک
- تخته ی کف اتاق
- خوراک زیاد دادن
- موفق شدن
- پروار کردن
- پنبه حلاجی شده
- چاق شدن
- چاق کردن یا شدن
- کامران شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "batten"
عباراتی شبیه به "batten" با ترجمه به فارسی
-
چاق شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن