ترجمه "batterie" به فارسی

(رقص باله) جهیدن به هوا و به هم زدن تند پاها ترجمه "batterie" به فارسی است.

batterie noun دستور زبان

(dance) A brilliant display of virtuosity in which the dancer's legs open and close rapidly while in the air, with the illusion of striking together and rebounding. Also known as battu. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (رقص باله) جهیدن به هوا و به هم زدن تند پاها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batterie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "batterie" با ترجمه به فارسی

  • (برق) باتری · (توپخانه) دژ دارای توپخانه · (حقوق) ضرب و جرح · (موسیقی) سازهای ضربی · (کشتی جنگی) گروه توپ (آتشبار) دارای کالیبر یکجور · آتشبار · انباره · باتری · داغان سازی · درهم کوبی · دسته · سدبندی · سری · سکو یا جایگاه توپ سنگین · قوه · له سازی · پیل · کوبش · کوفتن · گروهی از چیزهای مشابه یا هم کاربرد · یک دسته توپ یا موشک یا غیره
  • باتری خشک · پیل خشک
  • به یک باتری احتیاج دارم
  • صبا باطری
  • باتری لیتیمی
  • ابر مرد · جوهر · نقطه
  • باتری لیتیوم-یون
  • (حقوق) ضرب و شتم · حمله ی بدنی · ضرب و جرح
اضافه کردن

ترجمه های "batterie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه