ترجمه "batteries" به فارسی

باطری ها, پیل ها بهترین ترجمه های "batteries" به فارسی هستند.

batteries noun

Plural form of battery. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باطری ها

    There must be some charge left in them batteries.

    باید یکم شارژ تو سمت چپ باطری ها مونده باشه

  • پیل ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batteries " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "batteries" با ترجمه به فارسی

  • (برق) باتری · (توپخانه) دژ دارای توپخانه · (حقوق) ضرب و جرح · (موسیقی) سازهای ضربی · (کشتی جنگی) گروه توپ (آتشبار) دارای کالیبر یکجور · آتشبار · انباره · باتری · داغان سازی · درهم کوبی · دسته · سدبندی · سری · سکو یا جایگاه توپ سنگین · قوه · له سازی · پیل · کوبش · کوفتن · گروهی از چیزهای مشابه یا هم کاربرد · یک دسته توپ یا موشک یا غیره
  • باتری خشک · پیل خشک
  • به یک باتری احتیاج دارم
  • صبا باطری
  • باتری لیتیمی
  • ابر مرد · جوهر · نقطه
  • باتری لیتیوم-یون
  • (حقوق) ضرب و شتم · حمله ی بدنی · ضرب و جرح
اضافه کردن

ترجمه های "batteries" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه