ترجمه "Christendom" به فارسی
مسیحیت, مسیحیت, مسیحیان بهترین ترجمه های "Christendom" به فارسی هستند.
Christendom
noun
دستور زبان
(obsolete) The state of being a Christian. [9th-17th c.] [..]
-
مسیحیت
nounChristendom has sacrificed her young people in the wars of the nations.
جهان مسیحیت جوانان خویش را در جنگهای بین ملتها قربانی ساخته است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Christendom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
christendom
-
مسیحیت
nounChristendom has sacrificed her young people in the wars of the nations.
جهان مسیحیت جوانان خویش را در جنگهای بین ملتها قربانی ساخته است.
-
مسیحیان
nounThough nominally included in the census of Christendom, he was still an alien to it.
هر چند اسما در شمار مسیحیان جهان بود باز هم نسبت بدان بیگانه بود.
-
ترسایان
-
ترجمه های کمتر
- عالم مسیحیت
- نقاط مسیحی نشین جهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن