ترجمه "christened" به فارسی
نام گذاري شده (هنگام تعميد) ترجمه "christened" به فارسی است.
christened
verb
Simple past tense and past participle of christen. [..]
-
نام گذاري شده (هنگام تعميد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " christened " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "christened" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسای مسیحی) مراسم غسل تعمید و نامگذاری کودک · گرایش به دین مسیح
-
(با دادن غسل تعمید و عضویت در کلیسا) مسیحی کردن · (در مورد کشتی و ساختمان و غیره) نامگذاری کردن · (هنگام تعمید) نام مسیحی دادن · برای اولین بار به کار بردن · تعمید دادن · گشودن
-
(کلیسای مسیحی) مراسم غسل تعمید و نامگذاری کودک · گرایش به دین مسیح
-
(کلیسای مسیحی) مراسم غسل تعمید و نامگذاری کودک · گرایش به دین مسیح
-
(با دادن غسل تعمید و عضویت در کلیسا) مسیحی کردن · (در مورد کشتی و ساختمان و غیره) نامگذاری کردن · (هنگام تعمید) نام مسیحی دادن · برای اولین بار به کار بردن · تعمید دادن · گشودن
-
(با دادن غسل تعمید و عضویت در کلیسا) مسیحی کردن · (در مورد کشتی و ساختمان و غیره) نامگذاری کردن · (هنگام تعمید) نام مسیحی دادن · برای اولین بار به کار بردن · تعمید دادن · گشودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن