ترجمه "christian" به فارسی

مسیحی, عیسوی, نصرانی بهترین ترجمه های "christian" به فارسی هستند.

christian adjective

following the teachings or manifesting the qualities or spirit of Jesus Christ

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیحی

    noun

    That is not a Christian spirit, I think.

    به نظر من هیچ مسیحی مؤمنی نباید این خلق و خو را داشته باشد.

  • عیسوی

    as the ransom of a young Christian slave of eleven years of age, named Haidee

    در مقابل قیمتی کنیزی عیسوی به سن یازده ساله مس مات به هایده

  • نصرانی

    By Allah, Christian, she must be very beautiful if she is like my daughter

    ای نصرانی، به الله قسم اگر نامزد تو به دختر من شبیه باشد بسیار زیبا است.

  • ترجمه های کمتر

    • ترسا
    • ترسایی
    • (عامیانه) آدم خوب و محترم
    • اسم خاص مذکر
    • دارای خصالی که توسط عیسی تاکید شده (مانند محبت و عاطفه و گذشت و افتادگی)
    • وابسته به عیسی و تعالیم و مذهب او
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " christian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Christian adjective noun proper دستور زبان

(Christianity) A believer in Christianity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیحی

    noun

    of, like or relating to Christianity or Christians [..]

    That is not a Christian spirit, I think.

    به نظر من هیچ مسیحی مؤمنی نباید این خلق و خو را داشته باشد.

  • ترسا

    adjective noun

    member of the Christian religion

عباراتی شبیه به "christian" با ترجمه به فارسی

  • کریستین بوبن
  • دوران مسیحیت (از زاد عیسی تاکنون) (مخفف آن : .C.E) · عهد مسیحیت (گاهشماری و تاریخ مسیحی که آغاز آن سال تولد حضرت عیسی است و سال های پیش از آن را .B.C یا پیش از میلاد وسال های بعد از آن را .A.D یا پس از میلاد می نامند)
  • ساموئل هانه مان (پزشک آلمانی)
  • هانس کریستین اورستد
  • کلدانیها
  • کریستین راکوسکی
  • حزب دموکرات مسیحی
  • فرقه ی مسیحی که توسط ماری بیکرادی آغاز شد و باورش این است : بیماری و گناه و مرگ از راه درک تعالیم عیسی و انجیل قابل نفی است
اضافه کردن

ترجمه های "christian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه