ترجمه "Coaching" به فارسی

مربیگری ترجمه "Coaching" به فارسی است.

Coaching
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربیگری

    That's what you're paying me to coach this team for the next six years.

    اون چیزیه که برای مربیگری این تیم بمن میدی برای شش سال آینده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Coaching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

coaching noun verb دستور زبان

Present participle of coach. [..]

+ اضافه کردن

"coaching" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای coaching در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Coaching" با ترجمه به فارسی

  • اسب کالسکه
  • کالسکه ی کانکورد (که میان کوچگران غرب ایالات متحده کاربرد داشت)
  • مربی تیم تنیس
  • معلمین خصوصی · واگن های راه آهن · کالسکه ها
  • رجوع شود به Dalmatian
  • اتوبوس برقی
  • مربی تیم شطرنج
  • دلیجان · کالسکه
اضافه کردن

ترجمه های "Coaching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه