ترجمه "Colleague" به فارسی

همکار, همکار, همقطار بهترین ترجمه های "Colleague" به فارسی هستند.

Colleague
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همکار

    noun

    I wonder if you would have a moment to speak with a colleague of mine?

    من خوشحال ميشم اگر شما يه دقيقه وقت داشته باشيد تا با همکار من صحبت کنيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Colleague " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

colleague verb noun دستور زبان

A fellow member of a profession, staff, academic faculty or other organization; an associate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همکار

    noun

    fellow member of a profession

    I wonder if you would have a moment to speak with a colleague of mine?

    من خوشحال ميشم اگر شما يه دقيقه وقت داشته باشيد تا با همکار من صحبت کنيد.

  • همقطار

    noun
  • همال

  • ترجمه های کمتر

    • همپایه
    • همگن
    • هم قطار
    • هم پیشه
    • هم کار

تصاویر با "Colleague"

عباراتی شبیه به "Colleague" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Colleague" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه