ترجمه "collaterally" به فارسی
ازعرض, ازپهلو بهترین ترجمه های "collaterally" به فارسی هستند.
collaterally
adverb
دستور زبان
In a collateral manner. [..]
-
ازعرض
-
ازپهلو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collaterally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collaterally" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحى جونز
-
اوراق قرضه تضمین شده وثیقه ای
-
تلفات جانبی
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
-
وثیقه- اوراق بهادار وثیقه
-
(ملک یا سهام یا جواهر و غیره) به عنوان وثیقه به کاربردن · به وثیقه گذاشتن · مرهونه دادن · وثیقه دادن (برای دریافت وام یا خرید قسطی) · گرویی دادن
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن