ترجمه "collateral" به فارسی

وثیقه, جنبی, موازی بهترین ترجمه های "collateral" به فارسی هستند.

collateral adjective noun دستور زبان

parallel, along the same vein, side by side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وثیقه

    And because Jenipher doesn't have collateral or a credit history,

    و چون جنیفر وثیقه یا پیشینه اعتباری ندارد٬

  • جنبی

  • موازی

  • ترجمه های کمتر

    • همایند
    • همدوش
    • گرویی
    • دوشادوش
    • ملازم
    • ثانوی
    • ضمیمه
    • همراه
    • (از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم
    • خویشاوند جنبی
    • هم خانواده
    • هم نیا
    • پهلو به پهلو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collateral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "collateral" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "collateral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه