ترجمه "collate" به فارسی

واخواندن, (برای چاپ) آماده کردن, (به کشیش)شغل محول کردن بهترین ترجمه های "collate" به فارسی هستند.

collate verb دستور زبان

(transitive) To examine diverse documents et cetera to discover similarities and differences. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واخواندن

  • (برای چاپ) آماده کردن

  • (به کشیش)شغل محول کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (صفحات یا بخش های کتاب یا اسناد و غیره را) مرتب کردن
    • (متن ها و آمار و غیره) مقابله کردن
    • تطبیق کردن
    • سامانبندی کردن
    • مقایسه کردن
    • منظم کردن
    • همسنجی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "collate" با ترجمه به فارسی

  • مقابله کننده
  • (در صومعه) گردهمایی راهبان در غروب برای خواندن و بحث انجیل · (در مورد متون و آمار و غیره) مقابله کردن · تصویرها و غیره) · تطبیق · خوراک مختصر · شام سبک · شرح کتاب (اندازه و تعدادصفحات · غذای سبک · مقابله · مقایسه · همسنجی · واخوان
  • (در صومعه) گردهمایی راهبان در غروب برای خواندن و بحث انجیل · (در مورد متون و آمار و غیره) مقابله کردن · تصویرها و غیره) · تطبیق · خوراک مختصر · شام سبک · شرح کتاب (اندازه و تعدادصفحات · غذای سبک · مقابله · مقایسه · همسنجی · واخوان
اضافه کردن

ترجمه های "collate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه