ترجمه "collateralize" به فارسی
(ملک یا سهام یا جواهر و غیره) به عنوان وثیقه به کاربردن, به وثیقه گذاشتن, مرهونه دادن بهترین ترجمه های "collateralize" به فارسی هستند.
collateralize
verb
دستور زبان
To secure a loan by using collateral. [..]
-
(ملک یا سهام یا جواهر و غیره) به عنوان وثیقه به کاربردن
-
به وثیقه گذاشتن
-
مرهونه دادن
-
ترجمه های کمتر
- وثیقه دادن (برای دریافت وام یا خرید قسطی)
- گرویی دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collateralize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collateralize" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحى جونز
-
اوراق قرضه تضمین شده وثیقه ای
-
تلفات جانبی
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
-
ازعرض · ازپهلو
-
وثیقه- اوراق بهادار وثیقه
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
-
(از نظر موقعیت یا اهمیت یا زمان) نزدیک به هم · ثانوی · جنبی · خویشاوند جنبی · دوشادوش · ضمیمه · ملازم · موازی · هم خانواده · هم نیا · همایند · همدوش · همراه · وثیقه · پهلو به پهلو · گرویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن