ترجمه "Compensation" به فارسی
غرامت, کارجو, مقایسه کردن بهترین ترجمه های "Compensation" به فارسی هستند.
Compensation
-
غرامت
Sounds like somebody's trying to compensate for three huge losses.
انگار کسي سعي ميکنه بابت سه تا شکست بزرگ غرامت بگيره.
-
کارجو
-
مقایسه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Compensation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
compensation
noun
دستور زبان
The act or principle of compensating. [..]
-
غرامت
nounSounds like somebody's trying to compensate for three huge losses.
انگار کسي سعي ميکنه بابت سه تا شکست بزرگ غرامت بگيره.
-
مزد
noun -
جبران
nounWhen we “inhale” the praise of others, that praise will be our compensation.
وقتی ما ستایش دیگران را ”تنفّس“ می کنیم، تحسین جبران کار ما خواهد بود.
-
ترجمه های کمتر
- پاداش
- تاوان
- تعویض
- جبران خسارت
- خسارت
- عوض
- اجرت
- ghramt
- jbran
- tavan
- همبستگی
- (روان شناسی) کمبود پوشی (رجوع شود به compensate)
- (زیست شناسی) کمبود پوشی (جبران عیب بخشی از سازواره از راه تقویت بخش دیگر)
- رفع خسارت
- غرامت- پاداش- جبران- موازنه- حقوق و مزایا
- پرداخت (در مقابل کار)
عباراتی شبیه به "Compensation" با ترجمه به فارسی
-
مخارج جبران کننده
-
اجرت؛ پاداش
-
تاوانی · جبران کننده · پاداش دهنده
-
نارگراک تمارغ
-
صندوق غرامت – وجوه جبرانی
-
(امریکا) بیمه ی بیماری و از کارافتادگی کارگران ( که هزینه ی آن توسط کارفرما پرداخت می شود)
-
اشتباهات خنثی کننده
-
مدل پرداخت غرامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن