ترجمه "compensative" به فارسی

تاوانی, جبران کننده, پاداش دهنده بهترین ترجمه های "compensative" به فارسی هستند.

compensative adjective noun دستور زبان

that compensates (for); compensatory [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاوانی

    The gift and compensation which the curate gave the barber had not escaped the landlord's notice

    هدیه و تاوانی که دلاک از کشیش گرفته بود از نظر کاروانسرا دار پنهان نماند

  • جبران کننده

  • پاداش دهنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compensative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compensative" با ترجمه به فارسی

  • مخارج جبران کننده
  • اجرت؛ پاداش
  • (روان شناسی) کمبود پوشی (رجوع شود به compensate) · (زیست شناسی) کمبود پوشی (جبران عیب بخشی از سازواره از راه تقویت بخش دیگر) · ghramt · jbran · tavan · اجرت · تاوان · تعویض · جبران · جبران خسارت · خسارت · رفع خسارت · عوض · غرامت · غرامت- پاداش- جبران- موازنه- حقوق و مزایا · مزد · همبستگی · پاداش · پرداخت (در مقابل کار)
  • نارگراک تمارغ
  • صندوق غرامت – وجوه جبرانی
  • (امریکا) بیمه ی بیماری و از کارافتادگی کارگران ( که هزینه ی آن توسط کارفرما پرداخت می شود)
  • اشتباهات خنثی کننده
  • مدل پرداخت غرامت
اضافه کردن

ترجمه های "compensative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه