ترجمه "compensator" به فارسی
تاوانگر, جبرانگر, (برق و مکانیک) دستگاه متعادل کننده بهترین ترجمه های "compensator" به فارسی هستند.
compensator
noun
دستور زبان
(literally) A party or thing which compensates, pays or otherwise provides a compensation [..]
-
تاوانگر
-
جبرانگر
-
(برق و مکانیک) دستگاه متعادل کننده
-
ترجمه های کمتر
- جبران کننده
- خسارت پرداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compensator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compensator" با ترجمه به فارسی
-
مخارج جبران کننده
-
اجرت؛ پاداش
-
(روان شناسی) کمبود پوشی (رجوع شود به compensate) · (زیست شناسی) کمبود پوشی (جبران عیب بخشی از سازواره از راه تقویت بخش دیگر) · ghramt · jbran · tavan · اجرت · تاوان · تعویض · جبران · جبران خسارت · خسارت · رفع خسارت · عوض · غرامت · غرامت- پاداش- جبران- موازنه- حقوق و مزایا · مزد · همبستگی · پاداش · پرداخت (در مقابل کار)
-
تاوانی · جبران کننده · پاداش دهنده
-
نارگراک تمارغ
-
صندوق غرامت – وجوه جبرانی
-
(امریکا) بیمه ی بیماری و از کارافتادگی کارگران ( که هزینه ی آن توسط کارفرما پرداخت می شود)
-
اشتباهات خنثی کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن