ترجمه "Connectedness" به فارسی
همبندی، یکپارچگی, ارتباط, اتصال بهترین ترجمه های "Connectedness" به فارسی هستند.
Connectedness
-
همبندی، یکپارچگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Connectedness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
connectedness
noun
دستور زبان
The state or quality of being connected. [..]
-
ارتباط
that money erodes social connectedness.
پول ارتباط اجتماعی را از بین میبرد.
-
اتصال
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن