ترجمه "Dada" به فارسی

دادائیسم, بابا, دادائیسم بهترین ترجمه های "Dada" به فارسی هستند.

Dada noun دستور زبان

A cultural movement that began in Zürich, Switzerland during World War I and peaked from 1916 to 1920. The movement primarily involved visual arts, literature (mainly poetry), theatre, and graphic design, and was characterized by nihilism, deliberate irrationality, disillusionment, cynicism, chance, randomness, and the rejection of the prevailing standards in art. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادائیسم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dada noun دستور زبان

(childish) father, dad [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun

    If you hesitate, Dada not always miss bullets.

    اگه بازم دچار ترديد شدي بابا ديگه واسه هميشه دلتنگ گلوله نميشه

  • دادائیسم

  • باباجان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پاپا
    • پاپ
    • (با حرف بزرگ هم می نویسند) مکتب هنری دادا (229
    • 6191) که ویژگی آن رد کردن سنت های هنری و خلق آثار عجیب و غریب وناهمگن بود (dadaism هم می گویند)
    • کشیش ناحیه

عباراتی شبیه به "Dada" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Dada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه