ترجمه "dad" به فارسی

بابا, پدر, باب بهترین ترجمه های "dad" به فارسی هستند.

dad noun دستور زبان

(informal) A father, a male parent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun masculine

    informal a father [..]

    Mom, I was just two years old when dad passed away.

    مامان من دو سالم بود که بابا مرد

  • پدر

    noun

    informal a father [..]

    Why is dad in the kitchen?

    چرا پدر در آشپزخانه است؟

  • باب

    adjective noun proper

    informal a father [..]

    They agreed never to talk about work, Uncle Bob and my dad.

    در هر صورت ، عمو باب و پدرم توافق کردن که در مورد کار با هم حرف نزنن.

  • ترجمه های کمتر

    • پاپا
    • پاپ
    • pedar
    • باباجان
    • (عامیانه) پدر
    • کشیش ناحیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dad proper

One's father. [..]

+ اضافه کردن

"Dad" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DAD abbreviation

A designation on prerecorded compact discs indicating that the contents were recorded in digital but mixed in analog before being mastered to a digital medium; compare AAD, ADD, DDD.

+ اضافه کردن

"DAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه