ترجمه "daddy" به فارسی

بابا, پاپا, pedar بهترین ترجمه های "daddy" به فارسی هستند.

daddy noun دستور زبان

(usually childish) father. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun masculine

    daddys is in venezuela. the company is laying a new pipeline

    بابا هم مال خودشو برده ونزوئلا. کمپاني داره يک خط لوله ي جديد ميکشه

  • پاپا

    noun

    Daddy has to stay and make money.

    پاپا بايد اينجا بمونه و پول در بياره

  • pedar

  • ترجمه های کمتر

    • باباجان
    • دادا
    • پاپ
    • (عامیانه) پدر
    • کشیش ناحیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daddy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Daddy proper دستور زبان

One's father [..]

+ اضافه کردن

"Daddy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Daddy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "daddy" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) شخص یا چیز نیرومند و غنی (و اغلب سلطه گرای) · آقابالاسر
  • (حشره شناسی) · بابا لنگ دراز (انواع عنکبوتیان راسته ی Opiliones که پاهای دراز و بدن کوتاه و پهن دارند) · دروگر · رجوع شود به crane fly · عنکبوتهای خرمن
  • (امریکا - خودمانی) موج سوار (به ویژه کسی که در موج سواری افراط می کند یا بسیاری از وقت خود را با موج سواران و در ساحل می گذراند) (ho-dad هم می گویند)
  • (امریکا - عامیانه) مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
  • (حشره شناسی) · بابا لنگ دراز (انواع عنکبوتیان راسته ی Opiliones که پاهای دراز و بدن کوتاه و پهن دارند) · دروگر · رجوع شود به crane fly · عنکبوتهای خرمن
اضافه کردن

ترجمه های "daddy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه