ترجمه "Declare" به فارسی
اعلام کردن – اظهار کردن, اظهار, روشنگری بهترین ترجمه های "Declare" به فارسی هستند.
Declare
-
اعلام کردن – اظهار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Declare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
declare
verb
دستور زبان
(obsolete, transitive) To make clear, explain, interpret. [..]
-
اظهار
nounShe wished she might be able to keep him from an absolute declaration.
کاش میتوانست از اظهار عشق او جلوگیری کند.
-
روشنگری
-
گفتن
verba field marshal and a general declare that they could do things better than he
سپهبد و ژنرال گفتن که ميتونن کارارو بهتر از اون انجام بدن
-
ترجمه های کمتر
- اعلام کردن
- نمایاندن
- دانستن
- (بازی ورق) دست خود را اعلام کردن
- (به طور کتبی یا شفاهی محتوای بار خود را به مامور گمرک) اظهارکردن
- (رسما و علنا) آشکار کردن
- (رسما) بیان کردن
- آتو کردن
- ابراز کردن
- اظهارنامه دادن
- اعلان کردن
- بازنمود کردن
- بروز دادن
- بی پرده گفتن
- تاکید کردن
- تصریح کردن
- رک و راست گفتن
- فرض کردن
- مقرر داشتن
- نشان دادن
- ورق رو کردن
- پرداخت سود سهام یا بهره (و غیره) را اعلام کردن
عباراتی شبیه به "Declare" با ترجمه به فارسی
-
اعلامیه جهانی حقوق بشر
-
تاریخ اعلام
-
(بازی بریج) دیکلرر · ابرازگر · اعلام کننده · بازنمودگر
-
اظهار شده · اعلان شده · شناسایی شده
-
اعلامیه ی بالفور (که طبق آن دولت انگلیس موافقت خود را با اسکان یهودیان در فلسطین اعلام کرد: نوامبر 7191)
-
برنامهنویسی اعلانی
-
ارزش اعلام شده
-
بیانیه حفاظت از داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن