ترجمه "Deliberate" به فارسی

عمدی, عمدی, آگاهانه بهترین ترجمه های "Deliberate" به فارسی هستند.

Deliberate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمدی

    Deliberately causing mayhem in Snape's Potions class

    آشوب به پا کردن عمدی سر کلاس اسنیپ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Deliberate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

deliberate adjective verb دستور زبان

Done on purpose; intentional. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمدی

    adjective

    I could not be sure that this was deliberate.

    نمیتوانستم مطمئن باشم که این کار او عمدی بود.

  • آگاهانه

    To achieve financial independence, you must consciously, deliberately, and regularly break Parkinson's Law.

    برای رسیدن به استقلال مالی باید آگاهانه و به طور منظم این قانون را بشکنید.

  • قصدی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • عمدا
    • غور کردن
    • دقیق
    • باتانی
    • ناشتاب
    • ژرفنگرانه
    • (با دقت و سنجیدن جوانب) مورد ملاحظه قرار دادن
    • (بادقت و سنجش جوانب) سنجیده
    • از روی تعمد
    • بی شتاب
    • تعمد کردن
    • تعمق کردن
    • حساب شده
    • خود خواسته
    • دادخواهی کردن
    • عمدا انجام دادن
    • مداقه کردن
    • مشورت کردن
    • ژرف اندیشی کردن
    • ژرف روی کردن
    • ژرفنگری کردن
    • کنکاش کردن

عباراتی شبیه به "Deliberate" با ترجمه به فارسی

  • از قصد · ازروی سنخیدگی · با تأنی · با مشورت · بااندیشه · باتامل · به عمد
  • (بیشتر جمع) بحث و بررسی جوانب · تانی · تعمق · تعمق و تبادل نظر · شور · طمانینه · غور و بررسی · متانت · مشاوره · مشورت · ناشتابی · چاره جویی · ژرف اندیشی · ژرفروی · ژرفنگری · کنکاش
  • (بیشتر جمع) بحث و بررسی جوانب · تانی · تعمق · تعمق و تبادل نظر · شور · طمانینه · غور و بررسی · متانت · مشاوره · مشورت · ناشتابی · چاره جویی · ژرف اندیشی · ژرفروی · ژرفنگری · کنکاش
اضافه کردن

ترجمه های "Deliberate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه