ترجمه "delicacy" به فارسی
لطافت, ظرافت, ملاحظه بهترین ترجمه های "delicacy" به فارسی هستند.
delicacy
noun
دستور زبان
The quality of being delicate. [..]
-
لطافت
nounthere could be found together the utmost delicacy of shaded expression and a stupendous magnificence of effect.
میتوان حد نهایت لطافت و شکوهی بهت آور را احساس کرد.
-
ظرافت
to possess the talent for flattering with such delicacy
، براي در اختيار داشتن نعمت تملق. اونهم با اين ظرافت
-
ملاحظه
-
ترجمه های کمتر
- ضعف
- نازکی
- بزماورد
- خوشبویی
- پاسگری
- پایشگری
- گیوری
- شیکی
- خوشمزگی
- (حساسیت در ساختمان یا عمل) ریزه کاری
- (خوراک خوشمزه و خوب) گواران
- (دقت و ملاحظه کاری و در نظر گرفتن احساسات دیگران) ملاحظه کاری
- (طعم و بو و بافت و غیره) خوش آیندی
- (مزاج و سلامتی) آسیب پذیری
- (مستلزم ظرافت و دقت در لذت بری و بهره گیری) ظرافت
- (مستلزم مهارت و دقت) حساسیت
- دقت عمل
- نازک بینی
- نازک سرشتی
- نرمی و لطافت
- نکته بینی
- چیز لذت بخش
- گوار خوراک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delicacy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن