ترجمه "deliciousness" به فارسی
لذیذی, خوش مزگی بهترین ترجمه های "deliciousness" به فارسی هستند.
deliciousness
noun
دستور زبان
The state or quality of being delicious. [..]
-
لذیذی
And M. Mabeuf fell into a delicious revery.
سپس مسی و ما بوف در تخیل لذیذی فروافتاد.
-
خوش مزگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deliciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deliciousness" با ترجمه به فارسی
-
خوشمزه بود
-
نوعی سیب طلایی رنگ و خوش طعم که ابتدا در ویرجینیای غربی به عمل می آمد
-
(بویایی) خوش · (چشایی) لذیذ · تو دل برو · خواستنی · خوش طعم · خوشایند · خوشمزه · خوشگوار · دلپذیر · سیب لبنانی · لذت بخش · لذیذ · مطبوع · مهنا D( -3 بزرگ) سیب زمستانی (شیرین و به رنگ های زرد یا سرخ) · گوارا · گواران
-
بطورخوش مزه · بطوردلپسند · لذیذانه
-
(بویایی) خوش · (چشایی) لذیذ · تو دل برو · خواستنی · خوش طعم · خوشایند · خوشمزه · خوشگوار · دلپذیر · سیب لبنانی · لذت بخش · لذیذ · مطبوع · مهنا D( -3 بزرگ) سیب زمستانی (شیرین و به رنگ های زرد یا سرخ) · گوارا · گواران
-
(بویایی) خوش · (چشایی) لذیذ · تو دل برو · خواستنی · خوش طعم · خوشایند · خوشمزه · خوشگوار · دلپذیر · سیب لبنانی · لذت بخش · لذیذ · مطبوع · مهنا D( -3 بزرگ) سیب زمستانی (شیرین و به رنگ های زرد یا سرخ) · گوارا · گواران
-
(بویایی) خوش · (چشایی) لذیذ · تو دل برو · خواستنی · خوش طعم · خوشایند · خوشمزه · خوشگوار · دلپذیر · سیب لبنانی · لذت بخش · لذیذ · مطبوع · مهنا D( -3 بزرگ) سیب زمستانی (شیرین و به رنگ های زرد یا سرخ) · گوارا · گواران
-
(بویایی) خوش · (چشایی) لذیذ · تو دل برو · خواستنی · خوش طعم · خوشایند · خوشمزه · خوشگوار · دلپذیر · سیب لبنانی · لذت بخش · لذیذ · مطبوع · مهنا D( -3 بزرگ) سیب زمستانی (شیرین و به رنگ های زرد یا سرخ) · گوارا · گواران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن