ترجمه "delight" به فارسی
سرور, رغبت, لذت بردن بهترین ترجمه های "delight" به فارسی هستند.
delight
verb
noun
دستور زبان
joy; pleasure [..]
-
سرور
nounHe seemed to find some feverish delight in the sound of his own voice.
گویی از آهنگ صدای خود، سرور بیمارگونه ای به وی دست میداد.
-
رغبت
nounSince his purposes always succeed and we delight in his commandments, we prosper spiritually.
رغبت ما به شریعت خدا و دانستن آنکه کلامش اجرا میگردد ایمانمان را قوی میسازد.
-
لذت بردن
verbstopping with no other motive than her unhurried delight in the spirit of things.
با توقفهایی صرفاً برای لذت بردن و تماشای چیزها
-
ترجمه های کمتر
- لذت
- لذّت
- شعف
- خوشی
- شوق
- شادمانی
- مسرت
- نشاط
- حظ
- دلخوشی
- chûschî
- حظّ
- شادکامی
- طرب
- (شعر قدیم) شعف آفرینی
- حظ نفس
- خوشحال کردن یا شدن
- دلخوش کردن یا شدن
- دلشادکردن یا شدن
- سرگرم کردن
- شادمان کردن یا شدن
- شادکام شدن یا کردن
- شادی (ژرف)
- شادی کردن
- عیاشی کردن
- لذت دادن
- مایه ی خوشی
- مشعوف کردن یا شدن
- چیز بسیار دوست داشتنی یا شادی آور
- کیف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "delight" با ترجمه به فارسی
-
باسلق · راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
-
بسیار خوشایند · خواستنی (قدیمی آن : delightsome) · دل انگيز · دلشاد کننده · دلپذير · شادي آور · شادی انگیز · طرب انگیز · قشنگ · لذت بخش · لذیذ · مسرت بخش · مفرح · نشاط انگيز · گیرا
-
راحت الحلقوم
-
راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
-
(مهجور) لذتبخش · بسیار خوشحال · خرسند · خوش · خوشحال · دلشاد · شادمان · شادکام · مشعوف · کامبخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن