ترجمه "delighted" به فارسی
خوش, خوشحال, (مهجور) لذتبخش بهترین ترجمه های "delighted" به فارسی هستند.
delighted
adjective
verb
دستور زبان
Greatly pleased. [..]
-
خوش
adjectiveFrodo welcomed his old friend with surprise and great delight.
فرودو با شگفتی و شادی فراوان دوست قدیمش را خوش آمد گفت.
-
خوشحال
adjectiveWhen she told them what the letter said they were delighted, but privately skeptical.
مگی که خبر نامه را به آنها داد، هر دو خوشحال شدند، اما پیش خود شک داشتند.
-
(مهجور) لذتبخش
-
ترجمه های کمتر
- بسیار خوشحال
- خرسند
- دلشاد
- شادمان
- شادکام
- مشعوف
- کامبخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delighted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "delighted"
عباراتی شبیه به "delighted" با ترجمه به فارسی
-
باسلق · راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
-
(شعر قدیم) شعف آفرینی · chûschî · حظ · حظ نفس · حظّ · خوشحال کردن یا شدن · خوشی · دلخوش کردن یا شدن · دلخوشی · دلشادکردن یا شدن · رغبت · سرور · سرگرم کردن · شادمان کردن یا شدن · شادمانی · شادکام شدن یا کردن · شادکامی · شادی (ژرف) · شادی کردن · شعف · شوق · طرب · عیاشی کردن · لذت · لذت بردن · لذت دادن · لذّت · مایه ی خوشی · مسرت · مشعوف کردن یا شدن · نشاط · چیز بسیار دوست داشتنی یا شادی آور · کیف کردن
-
بسیار خوشایند · خواستنی (قدیمی آن : delightsome) · دل انگيز · دلشاد کننده · دلپذير · شادي آور · شادی انگیز · طرب انگیز · قشنگ · لذت بخش · لذیذ · مسرت بخش · مفرح · نشاط انگيز · گیرا
-
راحت الحلقوم
-
راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
-
(شعر قدیم) شعف آفرینی · chûschî · حظ · حظ نفس · حظّ · خوشحال کردن یا شدن · خوشی · دلخوش کردن یا شدن · دلخوشی · دلشادکردن یا شدن · رغبت · سرور · سرگرم کردن · شادمان کردن یا شدن · شادمانی · شادکام شدن یا کردن · شادکامی · شادی (ژرف) · شادی کردن · شعف · شوق · طرب · عیاشی کردن · لذت · لذت بردن · لذت دادن · لذّت · مایه ی خوشی · مسرت · مشعوف کردن یا شدن · نشاط · چیز بسیار دوست داشتنی یا شادی آور · کیف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن