ترجمه "delightful" به فارسی

دلپذير, قشنگ, مفرح بهترین ترجمه های "delightful" به فارسی هستند.

delightful adjective دستور زبان

Pleasant; pleasing, bringing satisfaction, enjoyment or pleasure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلپذير

    We have three delightful youngsters for you to meet.

    ما سه تا پسرنوجوان دلپذير داريم که ميتونين ملاقات کنين

  • قشنگ

    adjective

    and he would have been delighted to say gallant and witty things, but they never occurred to him

    و خیلی دلش میخواست و خوشحال میشد حرفهای قشنگ و هوشمندانه بزند، اما هرگز به یادش نمیآمد

  • مفرح

    and that I may have nothing but good to hear of this dear, delightful, beautiful animal.;

    فقط دلم میخواهد چیزهای خوبی درباره این حیوان عزیز و مفرح و زببا بشنوم.

  • ترجمه های کمتر

    • لذیذ
    • گیرا
    • بسیار خوشایند
    • خواستنی (قدیمی آن : delightsome)
    • دل انگيز
    • دلشاد کننده
    • شادي آور
    • شادی انگیز
    • طرب انگیز
    • لذت بخش
    • مسرت بخش
    • نشاط انگيز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delightful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "delightful" با ترجمه به فارسی

  • باسلق · راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
  • (شعر قدیم) شعف آفرینی · chûschî · حظ · حظ نفس · حظّ · خوشحال کردن یا شدن · خوشی · دلخوش کردن یا شدن · دلخوشی · دلشادکردن یا شدن · رغبت · سرور · سرگرم کردن · شادمان کردن یا شدن · شادمانی · شادکام شدن یا کردن · شادکامی · شادی (ژرف) · شادی کردن · شعف · شوق · طرب · عیاشی کردن · لذت · لذت بردن · لذت دادن · لذّت · مایه ی خوشی · مسرت · مشعوف کردن یا شدن · نشاط · چیز بسیار دوست داشتنی یا شادی آور · کیف کردن
  • راحت الحلقوم
  • راحت الحلقوم · راحتالحلقوم
  • (مهجور) لذتبخش · بسیار خوشحال · خرسند · خوش · خوشحال · دلشاد · شادمان · شادکام · مشعوف · کامبخش
  • (شعر قدیم) شعف آفرینی · chûschî · حظ · حظ نفس · حظّ · خوشحال کردن یا شدن · خوشی · دلخوش کردن یا شدن · دلخوشی · دلشادکردن یا شدن · رغبت · سرور · سرگرم کردن · شادمان کردن یا شدن · شادمانی · شادکام شدن یا کردن · شادکامی · شادی (ژرف) · شادی کردن · شعف · شوق · طرب · عیاشی کردن · لذت · لذت بردن · لذت دادن · لذّت · مایه ی خوشی · مسرت · مشعوف کردن یا شدن · نشاط · چیز بسیار دوست داشتنی یا شادی آور · کیف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "delightful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه