ترجمه "Democratic" به فارسی
مردم سالار, دموکراتیک, مردمی بهترین ترجمه های "Democratic" به فارسی هستند.
Democratic
adjective
دستور زبان
(US politics) Of or pertaining to the Democratic Party. [..]
-
مردم سالار
and removed a democratically elected leader,
کرد و رهبر مردم سالار و منتخب مردم را سرنگون کرد؛ دکتر مصدق.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Democratic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
democratic
adjective
دستور زبان
Pertaining to democracy; favoring democracy, or constructed upon the principle of government by the people. [..]
-
دموکراتیک
adjectivepertaining to democracy
Until then, there's no democracy in our democratic education.
تا آن زمان، هیچ دموکراسی در آموزش دموکراتیک ما وجود ندارد.
-
مردمی
And technology democratized music by making everything available.
و فنآوری با دردسترس قرار دادن همگانی، موسیقی را مردمی کرد.
-
(به) آیین مردمی
-
ترجمه های کمتر
- برخوردار از دموکراسی (آزادی و حکومت مردم بر مردم)
- مردمی - آیین D( -4 بزرگ - امریکا) وابسته به حزب دموکرات
- وابسته به رفتار برابر با همگان (بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب و جنسیت)
- وابسته به یا محبوب همگان
عباراتی شبیه به "Democratic" با ترجمه به فارسی
-
جمهوري دموكراتيك ماداگاسكار · جمهوري مالاگاسي · ماداگاسکار
-
سوسیال دمکرات
-
دموکراتهای متحد
-
لیگ دموکراتیک-جنبش برای حزب کار
-
كنگو (جمهوري دموكراتيك)
-
فدراسیون جهانی جوانان دموکرات
-
حزب دموکرات جدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن