ترجمه "democracy" به فارسی
مردمسالاری, دموکراسی, جمهوری بهترین ترجمه های "democracy" به فارسی هستند.
(uncountable) Rule by the people, especially as a form of government; either directly or through elected representatives (representative democracy). [..]
-
مردمسالاری
noungovernment under the rule of its people [..]
and yet he understood American democracy.
اما با این وجود، مردمسالاری آمریکایی رو درک می کرد.
-
دموکراسی
noungovernment under the rule of its people [..]
Will you stand up like a man, at home and take your stand for democracy?
آیا همانند یک مرد برخواهی خواست در میهن ات و از دموکراسی جانبداری خواهی نمود؟
-
جمهوری
nounof one of the biggest democracies in the world —
کاندیدای منتخب ریاست جمهوری یکی از بزرگترین دموکراسیهای جهان
-
ترجمه های کمتر
- ديكتاتوري
- فدراليسم
- ناسيوناليسم
- پوپوليسم
- قاطبه
- نظامیگری
- اصل برابری حقوق و فرصت
- اعمال این اصل برای همگان
- حکومت اکثریت
- حکومت عامه –دموکراسی
- حکومت مردم بر مردم در محیط آزاد
- حکومت مردمی
- رای اکثریت
- عامه ی مردم
- مردم سالاری
- نظامهای سیاسی
- همگان
- کشور برخوردار از دموکراسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " democracy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Democracy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Democracy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "democracy" با ترجمه به فارسی
-
مردمسالاری شورایی
-
دموکراسی نمایندگی
-
جنبش حقوق بشر و مردمسالاری
-
جنبش مردمسالاری سوسیال
-
دموکراسی در محیط کار
-
ترکیب نیروی کار
-
دموکراسی مستقیم
-
فراخوان میهنی برای مردمسالاری