ترجمه "Discover" به فارسی

کشف- درک, کشف کردن, یافتن بهترین ترجمه های "Discover" به فارسی هستند.

Discover proper

(US) Discover Card, a brand of credit card. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف- درک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Discover " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

discover verb دستور زبان

(transitive, obsolete) To remove the cover from; to uncover (a head, building etc.). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف کردن

    verb

    find something for the first time

    But when he heard of Christophe's intention he discovered at once hidden treasures of affection.

    ولی همینکه از قصد کریستف خبر یافت، یکباره در دل خود گنجینههای محبت کشف کرد.

  • یافتن

    verb

    find something for the first time

    to spend your life discovering what your assignment is.

    زندگی خود رو صرف اکتشاف و یافتن ماموریت واقعی خود بکنید.

  • آشکار کردن

    Verb

    expose something previously covered

    But when other manuscripts were discovered, what did they reveal?

    اما کشف دستنوشتههای بیشتر، چه چیز را آشکار کرد؟

  • ترجمه های کمتر

    • پیدا کردن
    • فهمیدن
    • یابیدن
    • دریافتن
    • (قدیمی) آشکار کردن
    • (قدیمی) پرده برداشتن از
    • برجسته یا مشهور کردن
    • بروز دادن
    • متوجه شدن
    • مکشوف ساختن
    • نامور کردن
    • نویابی کردن
    • هویدا شدن
    • پی بردن
    • پیدا کرد

عباراتی شبیه به "Discover" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Discover" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه