ترجمه "discovering" به فارسی
کشف ترجمه "discovering" به فارسی است.
discovering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of discover. [..]
-
کشف
nounStart back in the days when it was discovered, and work forward.
از زمانی شروع کن که آنجا کشف گردید و بیا جلو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discovering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discovering" با ترجمه به فارسی
-
کشف- درک
-
(قدیمی) آشکار کردن · (قدیمی) پرده برداشتن از · آشکار کردن · برجسته یا مشهور کردن · بروز دادن · دریافتن · فهمیدن · متوجه شدن · مکشوف ساختن · نامور کردن · نویابی کردن · هویدا شدن · پی بردن · پیدا کرد · پیدا کردن · کشف کردن · یابیدن · یافتن
-
(قدیمی) آشکار کردن · (قدیمی) پرده برداشتن از · آشکار کردن · برجسته یا مشهور کردن · بروز دادن · دریافتن · فهمیدن · متوجه شدن · مکشوف ساختن · نامور کردن · نویابی کردن · هویدا شدن · پی بردن · پیدا کرد · پیدا کردن · کشف کردن · یابیدن · یافتن
-
(قدیمی) آشکار کردن · (قدیمی) پرده برداشتن از · آشکار کردن · برجسته یا مشهور کردن · بروز دادن · دریافتن · فهمیدن · متوجه شدن · مکشوف ساختن · نامور کردن · نویابی کردن · هویدا شدن · پی بردن · پیدا کرد · پیدا کردن · کشف کردن · یابیدن · یافتن
-
(قدیمی) آشکار کردن · (قدیمی) پرده برداشتن از · آشکار کردن · برجسته یا مشهور کردن · بروز دادن · دریافتن · فهمیدن · متوجه شدن · مکشوف ساختن · نامور کردن · نویابی کردن · هویدا شدن · پی بردن · پیدا کرد · پیدا کردن · کشف کردن · یابیدن · یافتن
-
(قدیمی) آشکار کردن · (قدیمی) پرده برداشتن از · آشکار کردن · برجسته یا مشهور کردن · بروز دادن · دریافتن · فهمیدن · متوجه شدن · مکشوف ساختن · نامور کردن · نویابی کردن · هویدا شدن · پی بردن · پیدا کرد · پیدا کردن · کشف کردن · یابیدن · یافتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن