ترجمه "discovery" به فارسی

کشف, اکتشاف, یافته بهترین ترجمه های "discovery" به فارسی هستند.

discovery noun دستور زبان

Something discovered. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف

    noun

    the discovering of new things [..]

    That experiment led to a great discovery.

    این آزمایش منجر به کشف بزرگی شد.

  • اکتشاف

    noun

    the discovering of new things [..]

    Each cluster is an art to us by itself of discovery.

    هر خوشه خودش یک هنره برای ما که اکتشاف کنیم.

  • یافته

    something discovered

    One discovery was that wild Bonobos often walk bidpedally.

    یک یافته این بود که بنوبوهای وحشی غالبا روی دو پا راه می روند.

  • ترجمه های کمتر

    • دستاورد
    • نویابی
    • یابش
    • یابه
    • افشا
    • (حقوق) مقدمات محاکمه (مانند گرفتن استشهاد و گردآوری مدارک و اطلاعات مربوطه)
    • (قدیمی)آشکارسازی
    • پرده برداری
    • پیشگردهای دادرسی
    • چیز کشف شده
    • چیز یافته
    • یاب گری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discovery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Discovery
+ اضافه کردن

"Discovery" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Discovery در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "discovery" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "discovery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه