ترجمه "Discretion" به فارسی

صلاحدید (شخصی), احتیاط, نظر بهترین ترجمه های "Discretion" به فارسی هستند.

Discretion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلاحدید (شخصی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Discretion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

discretion noun دستور زبان

The quality of being discreet or circumspect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احتیاط

    noun

    Now, however, I see nothing in it but a very natural and consistent degree of discretion.

    ولی حالا به نظرم چیزی نمیرسد جز یک احتیاط خیلی طبیعی و عاقلانه.

  • نظر

    noun

    To show my appreciation for your friend's discretion.

    براي نشان دادن قدرداني من از نظر دوستت.

  • بصیرت

    It is the course of discretion to guard our lips when in the presence of wicked people.

    در برخورد با افراد ناراست و شرور باید بصیرت نشان دهیم و مراقب گفتههایمان باشیم.

  • ترجمه های کمتر

    • اختیار
    • درایت
    • دقت
    • حزم
    • ملاحظه
    • پرواگری
    • پیرانگری
    • داوری
    • (قدیمی) صواب دید
    • آزادی عمل
    • بصیرت – نظر – صلاحدید – خود رای
    • صلاح دید
    • قدرت تصمیم گیری

عباراتی شبیه به "Discretion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Discretion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه