ترجمه "discreteness" به فارسی
تجرد, جدایی, مجزابودن بهترین ترجمه های "discreteness" به فارسی هستند.
discreteness
noun
دستور زبان
The state or quality of being discrete, separated or distinct. [..]
-
تجرد
-
جدایی
noun -
مجزابودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discreteness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discreteness" با ترجمه به فارسی
-
تشخیصی · تفریقی
-
(قدیمی) صواب دید · آزادی عمل · احتیاط · اختیار · بصیرت · بصیرت – نظر – صلاحدید – خود رای · حزم · داوری · درایت · دقت · صلاح دید · قدرت تصمیم گیری · ملاحظه · نظر · پرواگری · پیرانگری
-
توزیع یکنواخت گسسته
-
ریاضیات گسسته
-
تبدیل گسسته
-
لگاریتم گسسته
-
تولید گسسته، ناپیوسته
-
توزیع احتمالی گسسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن