ترجمه "discretive" به فارسی
تشخیصی, تفریقی بهترین ترجمه های "discretive" به فارسی هستند.
discretive
adjective
دستور زبان
Marking distinction or separation; disjunctive.
-
تشخیصی
-
تفریقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discretive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discretive" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) صواب دید · آزادی عمل · احتیاط · اختیار · بصیرت · بصیرت – نظر – صلاحدید – خود رای · حزم · داوری · درایت · دقت · صلاح دید · قدرت تصمیم گیری · ملاحظه · نظر · پرواگری · پیرانگری
-
توزیع یکنواخت گسسته
-
ریاضیات گسسته
-
تبدیل گسسته
-
لگاریتم گسسته
-
تولید گسسته، ناپیوسته
-
توزیع احتمالی گسسته
-
سیگنال گسسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن