ترجمه "Distort" به فارسی

تعریف کردن, واپیچاندن, (نورشناسی) واپیچیدن بهترین ترجمه های "Distort" به فارسی هستند.

Distort
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعریف کردن

    Verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Distort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

distort adjective verb دستور زبان

(transitive) To bring something out of shape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واپیچاندن

  • (نورشناسی) واپیچیدن

  • از ریخت انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • از شکل انداختن
    • تاب برداشتن
    • تابدار کردن
    • تحريف كردن
    • تحریف کردن
    • غیرطبیعی جلوه دادن
    • غیرعادی جلوه دادن
    • قلب کردن
    • نابهنجار نمودن
    • واپیچیده کردن
    • کج و کوله کردن
    • کجواج کردن
    • کژ نمود کردن
    • کژدیس کردن

عباراتی شبیه به "Distort" با ترجمه به فارسی

  • (روان کاوی) خواب پالایی · (نورشناسی) واپیچیدگی · از ریخت افتادگی · اعوجاج · انحراف · تحريف · تحریف · تغییر شکل · دیستروشن · قلب · معوج · مقلوب · هرچیز تحریف شده · واپیچش · کج و کوله گی · کجواجی · کژاندیشی · کژدیسه · کژدیسی · کژریختی
  • اعوجاج
  • تحریف شناختی
  • بدشکل · تحريف شده · درهم ریخته
  • خطای پرسپکتیو
  • اعوجاج، تعریف
  • اعوجاج، تعریف
اضافه کردن

ترجمه های "Distort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه