ترجمه "Distortion" به فارسی

اعوجاج، تعریف, اعوجاج, تحریف بهترین ترجمه های "Distortion" به فارسی هستند.

Distortion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعوجاج، تعریف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Distortion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

distortion noun دستور زبان

An act of distorting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعوجاج

    alteration of the original shape (or other characteristic) of something

    A digiKam image plugin to apply distortion effects to an image

    یک وصلۀ تصویر digiKam برای اعمال جلوه‌های اعوجاج در یک تصویر

  • تحریف

    You distort it a little bit, especially in terms of pitch, and you've changed it.

    اگر کمی اون رو تحریف کنید، بخصوص در زیر وبم بودن، شما اون رو تغییر داده اید.

  • تحريف

    The negative alteration or falsification of something.

    Empirical knowledge often distorts the content of the act under scrutiny, sir.

    شناخت تجربي اغلب مورد تحريف ميگيره و و اصل ماجرا بايد زير بررسي قرار بگيره ، قربان

  • ترجمه های کمتر

    • انحراف
    • دیستروشن
    • مقلوب
    • واپیچش
    • کجواجی
    • کژاندیشی
    • کژدیسه
    • کژدیسی
    • کژریختی
    • معوج
    • قلب
    • (روان کاوی) خواب پالایی
    • (نورشناسی) واپیچیدگی
    • از ریخت افتادگی
    • تغییر شکل
    • هرچیز تحریف شده
    • کج و کوله گی

تصاویر با "Distortion"

عباراتی شبیه به "Distortion" با ترجمه به فارسی

  • اعوجاج
  • تحریف شناختی
  • (نورشناسی) واپیچیدن · از ریخت انداختن · از شکل انداختن · تاب برداشتن · تابدار کردن · تحريف كردن · تحریف کردن · غیرطبیعی جلوه دادن · غیرعادی جلوه دادن · قلب کردن · نابهنجار نمودن · واپیچاندن · واپیچیده کردن · کج و کوله کردن · کجواج کردن · کژ نمود کردن · کژدیس کردن
  • بدشکل · تحريف شده · درهم ریخته
  • خطای پرسپکتیو
  • تعریف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Distortion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه