ترجمه "distrain" به فارسی
(به خاطر بدهی) توقیف اموال کردن, (حقوق) گرو کشیدن, تامین مدعی به کردن بهترین ترجمه های "distrain" به فارسی هستند.
distrain
verb
دستور زبان
(obsolete) To squeeze, press; to constrain, oppress. [..]
-
(به خاطر بدهی) توقیف اموال کردن
-
(حقوق) گرو کشیدن
-
تامین مدعی به کردن
-
گرو گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distrain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distrain" با ترجمه به فارسی
-
توقیف کننده · گروکشنده
-
توقیف · گروکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن