ترجمه "Duties" به فارسی
وظایف ترجمه "Duties" به فارسی است.
Duties
-
وظایف
He did his duty, but he did it with an abstracted mind.
وی به وظایف خود عمل میکرد، لیکن بافکری مجرّد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Duties " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
duties
noun
Plural form of duty. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"duties" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای duties در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Duties" با ترجمه به فارسی
-
تعرفهها · عوارض گمرکی-حقوق گمرکی
-
معاف از عوارض گمرکی، معاف از حقوق گمرکی
-
خدمت تمام وقت · خدمت زیر پرچم
-
(به ویژه در ارتش) ماموریت · (مکانیک) کارایی (مقدار کاری که موتور در شرایط معین انجام می دهد) · بازده · باژ · بایستگی · تعرفه · تکلیف · خدمت · رجوع شود به duty of water · ساو · عهده · عوارض · عوارض – وظیفه – تکلیف · مالیات · ماموریت · واجب · وظیفه · کار · کارداد · گماردگی
-
باج · عادت
-
دوره کاری
-
حق گمرکی
-
یروژ تمدخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن