ترجمه "Dye" به فارسی

رنگ, رزیدن, رنگ زنی بهترین ترجمه های "Dye" به فارسی هستند.

dye verb noun دستور زبان

A colourant, especially one that has an affinity to the substrate to which it is applied. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ

    noun

    a colourant, especially one that has an affinity to the substrate to which it is applied

    Tom helped Mary dye her hair.

    تام به مری کمک کرد تا موهایش را رنگ کند.

  • رزیدن

    to colour with dye

  • رنگ زنی

    verb

    to colour with dye [..]

  • ترجمه های کمتر

    • رشتن
    • جوهر
    • رنگينه
    • (برای موی سر) خضاب
    • (رنگرزی) رنگ
    • رنگ مو
    • رنگ کردن
    • رنگ کردن (آغشتن در رنگ)
    • رنگ گرفتن یا شدن
    • رنگرزی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dye " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Dye"

عباراتی شبیه به "Dye" با ترجمه به فارسی

  • رزیدن · رنگرزی · پارچه رنگ زنی
  • رنگها · رنگها (آلی) · رنگهاي آزو
  • گیاهان رنگی
  • انواع رنگ ها و رنگیزه هایی که ملکول آنها دارای زانتین است
  • رنگدانه ی قرمز · رنگیزه ی قرمز
  • (شیمی) رنگ دیازو (هریک از ترکیب های آزو azo که مولکول آنان حاوی گروه N2 است)
  • (روش نقش گذاری بر پارچه از راه پوشاندن برخی جاهای آن با موم و رنگ زدن بقیه) باسمه کاری · باسمه کاری کردن
  • رنگ آنیلین · رنگ مصنوعی · هر رنگی که از نظر شیمیایی مشابه آنیلین باشد
اضافه کردن

ترجمه های "Dye" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه