ترجمه "Elder" به فارسی

آقطی, بزرگتر, مهتر بهترین ترجمه های "Elder" به فارسی هستند.

Elder proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آقطی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Elder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

elder verb noun adjective دستور زبان

Comparative of old; greater than another in age or seniority. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگتر

    adjective noun

    greater than another in age or seniority

    I also saw that I was an incumbrance in the mind of the elder, too.

    در همان حال، اما، بر این نکته نیز وقوف داشتم که بر خاطر برادر بزرگتر نیز باری سنگینم.

  • مهتر

    greater than another in age or seniority

  • پلم

    noun

    Sambucus nigra

  • ترجمه های کمتر

    • دادمه
    • پیر
    • ارشد
    • پیشین
    • سالمند
    • جد
    • کهن
    • سامبوکوس
    • سرقبیله
    • مهین
    • کدیور
    • شیخ
    • سالار
    • عتیق
    • نیا
    • مافوق
    • سرور
    • (جمع) پیشینیان
    • (در برخی کلیساها) کشیش
    • (زمان) باستان
    • (کلیسای مورمون) کشیش ممتاز
    • (گیاه شناسی)
    • آدم سالخورده
    • ارشد کلیسا
    • اقطی (جنس Sambucus از خانواده ی honeysuckle)
    • برخی گیاهان شبیه این گیاه
    • بزرگ طایفه (یا خاندان)
    • جنس آقطی
    • جنس پلم
    • ریش سفید
    • سر دودمان
    • عضو شورای کلیسا
    • مسن تر
    • پیش کسوت

تصاویر با "Elder"

عباراتی شبیه به "Elder" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) آقطی مردابی (جنس Iva از خانواده ی composite که بومی امریکای شمالی بوده و در مرداب های نمکی و خاک مرطوب می روید)
  • دولتمرد سالخورده · دولتمرد مهتر (سیاستمدار پیشین مانند روسای جمهور سابق امریکا که گهگاه مورد مشورت قرار می گیرند)
  • (گیاه شناسی) افرای امریکایی (Acer negundo) · آسر نگوندو · افراي مانيتوبايي
اضافه کردن

ترجمه های "Elder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه