ترجمه "External" به فارسی
خارجی, بیرونی, بیگانه بهترین ترجمه های "External" به فارسی هستند.
External
-
خارجی
noun adjectiveExternal conditions that may act upon an organism or community to influence its development or existence
شرایط خارجی حاکم بر موجود زنده یا جامعه که بر رشد یا حیات آن تاثیر میگذارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " External " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
external
adjective
noun
دستور زبان
Outside of something; on the exterior. [..]
-
بیرونی
adjectiveoutside of something
from your brain chatter that connects you to the external world.
شما را به دنیای بیرونی متصل کرده جدا باشید.
-
بیگانه
adjectiveoutside of something
-
خارجی
adjectiveThe enemy both external and internal has been defeated.
دشمنان داخلی و خارجی هم که شکست خوردهاند.
-
ترجمه های کمتر
- خارج
- صوری
- ظاهری
- برونی
- مشهود
- ظاهر
- سطحی
- برونزاد
- برونه
- برونین
- متظاهرانه
- رویه
- مجسم
- نما
- از بیرون
- از بیرون به درون
- برون درونی
- برون مرزی (در برابر: درونی internal)
- برون پهنه
- بین المللی
- خارج از ذهن و مغز انسان
- سطح خارجی
- غیر اساسی
- غیر اصلی
- نمایه ای
تصاویر با "External"
عباراتی شبیه به "External" با ترجمه به فارسی
-
سرخرگ تهیگاهی خارجی
-
پیشداشته های خارجی برنامه ریزی
-
محیط خارجی
-
اظهار نظر حسابرس مستقل
-
جدول برونی
-
تاثیرات خارجی
-
محرک خارجی
-
هزینه های اهمال کنترل کیفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن