ترجمه "exterminator" به فارسی

براندازگر, نابودکننده, نابودگر بهترین ترجمه های "exterminator" به فارسی هستند.

exterminator noun دستور زبان

Specifically, a person whose job it is to kill insects and other pests in a building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • براندازگر

  • نابودکننده

  • نابودگر

  • ترجمه های کمتر

    • (کسی که کارش سمپاشی به منظور نابودسازی حشرات است) مامورسمپاشی
    • از بین بر
    • دافع حشرات
    • ریشه کن ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exterminator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exterminator" با ترجمه به فارسی

  • اسباب نابودی · فراهم کننده · مایه انهدام یاانقراض · نابودسازنده
  • ازبیخ برکنی · انهدام · براندازی · قلع · قمع · نابودسازی · نابودی
  • (قدیمی) از مرز بیرون راندن · اخراج (نفی) بلد کردن · از بین بردن · برانداختن · تاراندن · ریشه کن کردن · ریشهکن کردن · زدودن · منهدم کردن · نابود کردن
  • کشتار دسته جمعی
  • اردوگاه مرگ
  • برانداختنی · قابل انقراض · قابل انهدام · نابودساختنی
  • ازبیخ برکنی · انهدام · براندازی · قلع · قمع · نابودسازی · نابودی
اضافه کردن

ترجمه های "exterminator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه