ترجمه "Fabricate" به فارسی

ساختن, ساختن, جعل کردن بهترین ترجمه های "Fabricate" به فارسی هستند.

Fabricate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختن

    verb

    Babaco needs this money to build these three fabrications...

    بابکو براي ساختن اين سه سازه به اون پول احتياج داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fabricate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fabricate verb دستور زبان

(transitive) (cooking) To cut up an animal as preparation for cooking, particularly used in reference to fowl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختن

    verb

    Babaco needs this money to build these three fabrications...

    بابکو براي ساختن اين سه سازه به اون پول احتياج داره

  • جعل کردن

  • فرآوردن

  • ترجمه های کمتر

    • فروردن
    • (داستان و غیره) سرهم کردن
    • (در کارخانه یا کارگاه و غیره) تولید کردن
    • (دروغ) بهم بافتن
    • اختراع کردن
    • بنا کردن
    • تاسیس کردن
    • دروغ بافتن
    • همگذاشت کردن
    • چاپ زدن

عباراتی شبیه به "Fabricate" با ترجمه به فارسی

  • منسوجات طبیعی
  • منسوجات بیبافت
  • بافتهاي زمين · زمینبافتها
  • اختراع · افسانه · بنا کردن · تراريختسازي · تولید · جعل · حرف دو پهلو · خیال · داستان · دروغ · دروغگویی · ساخت · ساختمان · ساختن · عملآوري · فرآورده · فرآوری · فراورش · فراوری · فرايندهاي عملياتي · فرورده · فروري · فروری · قصه · هرچیز تولید یا ساخته شده · هرچیز ساختگی یا دروغین · همگذاشت · وهم · پهلوی هم گذاشتن و ساختن · کذب
  • پارچه بافتنی
  • (انگلیس) ساختن کلیسا · بافت · بافته · تاروپود (اجتماعی یا معنوی و غیره) · ساخت پردازی · ساختار · ساختمان · ساختمان کلیسا · سبک معماری · طرح بنا · طرز ساختمان · قماش · محصول · نسیج، منسوج · نیکوداشت بنای کلیسا · پارچه · پارچه بافته · چهارچوب اصلی هرچیز
  • قماش
  • ساختگی
اضافه کردن

ترجمه های "Fabricate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه