ترجمه "fabricated" به فارسی

ساختگی ترجمه "fabricated" به فارسی است.

fabricated adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of fabricate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختگی

    واقعی نبودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fabricated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fabricated" با ترجمه به فارسی

  • منسوجات طبیعی
  • ساختن
  • منسوجات بیبافت
  • بافتهاي زمين · زمینبافتها
  • اختراع · افسانه · بنا کردن · تراريختسازي · تولید · جعل · حرف دو پهلو · خیال · داستان · دروغ · دروغگویی · ساخت · ساختمان · ساختن · عملآوري · فرآورده · فرآوری · فراورش · فراوری · فرايندهاي عملياتي · فرورده · فروري · فروری · قصه · هرچیز تولید یا ساخته شده · هرچیز ساختگی یا دروغین · همگذاشت · وهم · پهلوی هم گذاشتن و ساختن · کذب
  • پارچه بافتنی
  • (انگلیس) ساختن کلیسا · بافت · بافته · تاروپود (اجتماعی یا معنوی و غیره) · ساخت پردازی · ساختار · ساختمان · ساختمان کلیسا · سبک معماری · طرح بنا · طرز ساختمان · قماش · محصول · نسیج، منسوج · نیکوداشت بنای کلیسا · پارچه · پارچه بافته · چهارچوب اصلی هرچیز
  • قماش
اضافه کردن

ترجمه های "fabricated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه