ترجمه "fabric" به فارسی
پارچه, قماش, بافت بهترین ترجمه های "fabric" به فارسی هستند.
fabric
noun
دستور زبان
(originally) (construction) structure, building [..]
-
پارچه
nounmaterial made of fibers
My fingers clutched the fabric, balling and tearing it under my grip.
با انگشتانم پارچه را گرفتم، در اثر چنگ زدنم آن را مچاله و پاره میکردم.
-
قماش
nounmaterial made of fibers
-
بافت
nounIt's woven into the fabric of our daily and our business lives.
اون در تارو پود زندگی و کار روزمره ما بافته شده.
-
ترجمه های کمتر
- ساختار
- نسیج، منسوج
- ساختمان
- محصول
- (انگلیس) ساختن کلیسا
- بافته
- تاروپود (اجتماعی یا معنوی و غیره)
- ساخت پردازی
- ساختمان کلیسا
- سبک معماری
- طرح بنا
- طرز ساختمان
- نیکوداشت بنای کلیسا
- پارچه بافته
- چهارچوب اصلی هرچیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fabric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fabric"
عباراتی شبیه به "fabric" با ترجمه به فارسی
-
منسوجات طبیعی
-
ساختن
-
منسوجات بیبافت
-
بافتهاي زمين · زمینبافتها
-
اختراع · افسانه · بنا کردن · تراريختسازي · تولید · جعل · حرف دو پهلو · خیال · داستان · دروغ · دروغگویی · ساخت · ساختمان · ساختن · عملآوري · فرآورده · فرآوری · فراورش · فراوری · فرايندهاي عملياتي · فرورده · فروري · فروری · قصه · هرچیز تولید یا ساخته شده · هرچیز ساختگی یا دروغین · همگذاشت · وهم · پهلوی هم گذاشتن و ساختن · کذب
-
پارچه بافتنی
-
قماش
-
ساختگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن