ترجمه "Figurehead" به فارسی

رئیس پوشالی، دست نشانده, جلودار, (دراصل) مجسمه ی سینه (در جلو کشتی) بهترین ترجمه های "Figurehead" به فارسی هستند.

Figurehead
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیس پوشالی، دست نشانده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Figurehead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

figurehead noun دستور زبان

(nautical) A carved figure on the prow of a sailing ship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلودار

    noun
  • (دراصل) مجسمه ی سینه (در جلو کشتی)

  • سینه تندیس

  • ترجمه های کمتر

    • لولو سر خرمن (کسی که ظاهرا منصب بالایی دارد ولی عملا قدرتی ندارد)
    • مقام اسمی
    • مقام تشریفاتی

تصاویر با "Figurehead"

اضافه کردن

ترجمه های "Figurehead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه